سرمایههای خاموش عنوان مقاله فرهاد اردشیری مبارکه است که برمبنای جرقهای برای روشن کردن آینده جوانان زرتشتی نوشتهشده است.
متن این مقاله را که فرهاد اردشیری در اختیار تارنمای دادار 101 قرار داده است را در زیر میخوانید:
سرمایههای خاموش
جرقهای برای روشن کردن آینده جوانان زرتشتی
پیشگفتار
در هر هازمان زنده و پویا، نسلهای گوناگون همچون حلقههایی بههمپیوسته، تداوم و شکوفایی آن را رقم میزنند. سالمندان گنجینههای تجربهاند و جوانان نیروی حرکت و آیندهسازان جامعه. هنگامیکه این دو در کنار یکدیگر قرار گیرند، جامعهای پویا و پایدار شکل میگیرد؛ اما اگر میان این دو حلقه فاصلهای ناخواسته پدید آید، فرصتهایی بزرگ از دست میرود و سرمایههایی ارزشمند خاموش میماند.
در هازمان زرتشتی نیز سالخوردگانی زندگی میکنند که سالیان دراز با کوشش و پشتکار، داراییها و اندوختههایی فراهم آوردهاند. بسیاری از این عزیزان امروز تنها زندگی میکنند؛ برخی با بیماریها و دشواریهای سالخوردگی روبهرو هستند و برخی نیز فرزندانی دارند که در شهرها یا کشورهای دیگر زندگی میکنند. در چنین شرایطی، داراییهایی که میتواند سرچشمه امید و حرکت برای نسل جوان باشد، گاه بدون بهرهبرداری و بدون برنامهریزی رها میشود.
این نوشته دعوتی است به نیکی، آگاهی و عمل. هدف تنها توجه دادن به یک واقعیت مهم است: اگر برای این سرمایههای ارزشمند برنامهای سنجیده و آیندهنگرانه اندیشیده نشود، ممکن است این اندوختهها از میان برود و سهمی از آن به هازمان زرتشتی و جوانان آن نرسد. این نوشته تلاشی است برای جستوجوی راههایی که بتواند این سرمایهها را به چراغی برای آینده تبدیل کند.
واقعیتی که پیش روی ماست
در میان جامعه زرتشتی، گروهی از سالمندان وجود دارند که به دلایل گوناگون تنها زندگی میکنند. برخی ازدواج نکردهاند، برخی همسر خود را ازدستدادهاند و بعضی فرزندی ندارند و یا فرزندانی دارند که در فاصلهای دور از آنان زندگی میکنند. در کنار این شرایط انسانی و طبیعی، بسیاری از این افراد دارای املاک، داراییها یا اندوختههایی هستند که حاصل یکعمر تلاش و کوشش است.
اما در نبود برنامهریزی روشن و سازوکاری مطمئن برای مدیریت این داراییها، گاه این سرمایهها بلااستفاده باقی میماند یا پس از گذشت زمان بهگونهای از دسترس هازمان خارج میشود. درنتیجه، ثروتی که میتوانست به شکوفایی جوانان کمک کند، بدون آنکه اثری ماندگار بر جای بگذارد از میان میرود.
شاید پرسیده شود: چرا باید افرادی که در بیماری و کهولت سن به سر میبرند، نه خود از اندوخته خود بهره ببرند و نه آن را در مسیری درست بهکارگیرند؟ چرا باید این داراییها به دستانی برسد که هیچ سودی برای هازمان و جوانان آن ندارد؟ این پرسشها بیپاسخ نماند و نشاندهنده ضرورت اندیشیدن و اقدام است.
فاصله میان نیاز جوانان و سرمایههای خاموش
در سوی دیگر، بسیاری از جوانان زرتشتی در آغاز مسیر زندگی با چالشهایی جدی روبهرو هستند:
• یافتن شغل پایدار،
• دستیابی به سرمایه اولیه برای کارآفرینی،
• فراهم کردن سرپناه
• و امکان آغاز زندگی مشترک.
خانوادههای متوسط یا مستعد نیز به دلیل شرایط اقتصادی و تورم، توان مالی کافی برای حمایت از فرزندانشان را ندارند. درگذشته، بزرگان و نیکاندیشان بسیاری بودند که با دهشمندی و بخشندگی خود زمینه شکوفایی نسلهای بعد را فراهم کردند. کارخانهها و مراکز تولیدی مانند اشتاد ایران، اشتاد موتورز، ایران دوچرخ، سپنتا، گیوار، زامیاد و… که به دست آنان شکل گرفت، نهتنها اشتغال ایجاد کرد بلکه روح همبستگی و امید را در جامعه زنده نگه داشت و هنوز از آن بزرگان به نیکی یاد میشود.
امروز نیز همان روحیه میتواند دوباره زنده شود؛ اگر میان سرمایههای موجود و نیازهای واقعی جوانان پیوندی آگاهانه برقرار گردد.
چرا دهشمندی کمرنگ شده است؟
دلایل احتمالی کمرنگ شدن فرهنگ دهشمندی (بدون سرزنش هیچ فرد یا نهادی):
• نبود ساختار قانونی و مطمئن برای امانتداری اموال،
• ترس سالمندان از سوءاستفاده،
• عدم آگاهی درباره اثر نیکوکاری،
• نبود تضمین روشن برای مصرف در مسیر جوانان،
• تجربههای ناخوشایند گذشته،
• ترس از «روز مبادا» و آینده مبهم.
این دلایل کاملاً انسانی، طبیعی و قابلدرک هستند؛ و فقط با «ساختار درست» حل میشوند، نه با خواهش یا فشار.
پرسش اینجاست: آیا تا زندهاند نباید دست جوانان را برای آغاز زندگی گرفت؟ آیا روز مبادا هرگز نمیرسد؟ آیا آن روز مبادا، همین امروز نیست؟
اهمیت برنامهریزی پیش از آنکه دیر شود
اگر برای این موضوع بهموقع اندیشیده نشود، ممکن است اندوختههایی که سالها با زحمت گردآمدهاند، از دست بروند و دیگر به هازمان زرتشتی و نسلهای آینده نرسند؛ بنابراین ضروری است که هرچه زودتر:
✦ اندیشیده شود،
✦ برنامهریزی گردد،
✦ اقدام عملی انجام گیرد،
✦ و نتایج آن بهطور مستمر پایش و بررسی شود.
این فرایند تنها زمانی موفق خواهد بود که با شفافیت، امانتداری و احترام کامل به صاحبان داراییها انجام شود. سالمندان باید با آرامش خاطر بدانند که سرمایههایشان در مسیری درست و ماندگار به کار گرفته میشود.
راهکارهای عملی، سازنده و بیخطر
۱) تشکیل «بانک امانتداری و دهشمندی هازمان زرتشتی»
یک ساختار رسمی، ثبتشده، شفاف و قابل حسابرسی، با حضور افراد امین و متخصص که:
• دارایی سالمندان را در زمان حیاتشان مدیریت کند،
• درآمد حاصل را برای پشتیبانی جوانان مصرف کند،
• مالکیت را برای سالمندان تا پایان عمر حفظ کند
• و پسازآن، طبق وصیت رسمی به جوانان، انجمنها یا نهادهای هازمان برسد.
این کار اعتماد ایجاد میکند و امنیت اقتصادی سالمند را حفظ میکند.
۲) برنامه «شناسایی، آماربرداری و همراهی سالمندان»
با تشکیل گروههای داوطلب و تخصصی:
• سالمندان تنها شناسایی شوند،
• وضعیت سلامتی، داراییها و نیازهایشان ثبت شود،
• برای آنان مشاور حقوقی، پزشکی و اجتماعی گذاشته شود
• و در صورت تمایل، سازوکاری برای حفظ اموالشان ارائه شود.
این برنامه نباید دخالت در زندگی افراد باشد؛ بلکه «همراهی محترمانه» است.
۳) طرح «دهش هدفمند؛ ساخت آینده»
جایی که سالمندان میتوانند:
• بخشی از داراییشان را به صندوق جوانان بسپارند،
• بنام خودشان پروژههایی ایجاد کنند (کارگاه، کلاس، مرکز فرهنگی، صندوق ازدواج)،
• و نامشان برای همیشه با خیر و دهش همراه بماند.
۴) ایجاد پروژههای اشتغالزایی زرتشتیمحور
با مدیریت داراییهای موجود، میتوان ایجاد کرد:
• کارگاههای تولیدی،
• مراکز صنعتی کوچک،
• واحدهای کشاورزی مدرن،
• فضاهای کسبوکار برای جوانان
• و مراکز خدماتی.
درگذشته، بزرگان با دهش خود کارخانههای بزرگی بنا کردند؛ امروز میتوان همان چراغ را دوباره روشن کرد.
۵) تشکیل «صندوق ازدواج جوانان زرتشتی»
با منابع حاصل از دهش سالمندان:
• کمکهزینه ازدواج،
• تأمین ودیعه مسکن،
• حمایت شغلی
• و مشاوره مالی.
این کار انگیزه و امید میآورد.
۶) فرهنگ قدردانی و ماندگاری نیکوکاری
یکی از عوامل مهم در گسترش دهشمندی، پاسداشت و قدردانی از نیکاندیشان است. هنگامیکه جامعه با احترام و سپاس از دهشمندان یاد میکند، این فرهنگ در نسلهای بعد نیز ادامه مییابد.
بنابراین لازم است با بزرگداشت و ثبتنام و یاد نیکوکاران، با برگزاری آیینهای سپاسگزاری و با بازتاب دادن آثار نیکوکاری آنان، نشان داده شود که این دهشها چگونه آینده جامعه را روشنتر کرده است.
زیباترین بخش چنین نیکوکاری آن است که دهشمندان در زمان حیات خود، نتیجه کار نیک خویش را ببینند و شادی آن را با دیگران سهیم شوند. با تقدیر و تشویق، این فرهنگ ماندگار میشود و در زندهبودن دهشمندان، لذت آن را همه میبرند.
نتیجهگیری
سرمایههایی که با تلاش یکعمر گردآمدهاند، تنها داراییهای مادی نیستند؛ بلکه بخشی از تاریخ، تجربه و کوشش نسلهای پیشیناند. اگر این سرمایهها با اندیشه و برنامهریزی درست به جریان بیفتد، میتواند نیرویی بزرگ برای رشد، امید و پویایی جامعه زرتشتی باشد.
اما اگر به آن توجه نشود، ممکن است این اندوختهها از میان برود و دیگر به هازمان زرتشتی و نسلهای آینده نرسد. ازاینرو ضروری است که هرچه سریعتر اندیشیده شود، برنامهریزی گردد، عمل صورت پذیرد و نتایج این اقدامات بهطور مستمر پایش شود تا اثر آن در زندگی سالمندان و جوانان کاملاً دیده شود و با تقدیر و تشویق، این نیکوکاری به یادگار بماند؛ تا دهشمندان در زمان حیات خویش، لذت و شادی تأثیر کار نیک خود را ببینند.
این نوشته دعوتی است به نیکی، آگاهی و عمل؛ نه سرزنش سالمندان، نه نقد جوانان، نه گلایه از هیچ نهادی.
فقط یادآوری این نکته مهم:
ثروتی که یکعمر برای آن زحمتکشیده شده، سزاوار نیست خاموش بماند یا هدر رود. باید زنده باشد، جریان داشته باشد، رشد کند و آیندهای روشن بسازد.
با ایجاد سازوکارهای درست، شفاف و امین، میتوان کاری کرد که:
• سالمندان در آرامش و امنیت باشند،
• داراییشان حفظ شود،
• جوانان امید و انگیزه بگیرند
• و هازمان زرتشتی دوباره به شکوفایی روزگارهای دور نزدیک شود.
**اکنون زمان شناخت، همراهی و برنامهریزی است؛ تا سرمایههای خاموش، دوباره چراغ مسیر جوانان شوند.**
و چه زیباست یادآوری سخن اشوزرتشت که میفرماید:
«خوشبختی از آنِ کسی است که خواستار خوشبختی دیگران باشد.»


درود بر شما آقای اردشیری مدتهاست سخنان شما در دل من است و بارها با دوستان مطرح کردم و خیلی خوشحالم که شما با قلم و بیان درست و نیک مطرح کردید امیدوارم هر چه زودتر قبل از اینکه مثل خیلی از برنامه ها و تصمیم گیریهایی که هرگز اقدام نشد و افسوس و پشیمانی نتایج آنها بر جا ماند با اقدام بموقع بزرگان و نیکان و دست اندر کاران جامعه مون مانند گذشته های. دورتر سربلند و نیک نام گردیم .
پیشنهاد میکنم لطفا نظراتی که نوشتید را به انجمن و افرادی که تشخیص میدهید فعال و آینده گر و دلسوز جامعه هستند ارائه کنید تا نیکان بیشتری مستقیما در جریان قرار گیرند و آرمان های مکتوب تان بدست فراموشی سپرده نشود سپاس