انجمن همازور درباره آیین کهن زرتشتی در دامنه اسطورهای ایران یعنی «گهنبار دماوند» توضیحاتی مقاله را به قلم رهام نوشیروانی و رامتین هوشنگی است.
شرح کامل این توضیح را که برگرفته از کانال تلگرامی انجمن همازور است در پایین میخوانید:
آیین گهنبار یکی از مهمترین آیینهای فرهنگی و مذهبی از دیدگاه آیین زرتشتی و نیز یادآور مراحل آفرینش آسمان، آب، زمین، گیاهان، جانوران و انسان است ادامه این مقاله به قلم دکتر رهام نوشیروانی و مهندس رامتین هوشنگی را در زیر بخوانید.
سپاسگزاری از اهورامزدا و نیز الگو گیری از بخشندگی دانای بزرگ هستیبخش درگشاده دستی، یاریگری و دهش و دستگیری از نیازمندان و همسفرگی و صرف خوراک مشترک با یکدیگر بهعنوان نمادی از یکدلی و همازوری در باور باورمندان این بینش راستین بوده که به زیبایی این رسم کهن افزوده است.
و اما دماوند نهتنها بهعنوان بلندترین قله ایران بلکه به جهت جایگاه ویژه آن در تاریخ، فرهنگ و اسطورههای ایرانی و محل تعریفشده شاهنامه در به دربند کشیده شدن ضحاک به دست فریدون، از دیرباز نمادی از پایداری، آزادی و شکوه ایران بوده و در باور فرهنگی زرتشتیان نیز نمادی از پاکی، استواری و عظمت طبیعت بهحساب میآید،
میدانیم که در متون اوستایی از کوههای مقدس بهعنوان جایگاه نیروهای ایزدی و عناصر مینوی یاد گردیده و اگرچه نام دماوند بهصراحت در اوستا ذکر نشده اما در متون پهلوی و سنتهای بعدی این کوه جایگاه مقدسی یافته و به همین دلیل، انتخاب دامنه دماوند برای برگزاری گهنبار اقدامی نمادین و در راستای پیوند میان دین، طبیعت و هویت ملی محسوب میگردد.
گهنبار دماوند، نگاهی است ویژه به تلفیق ژرف و ماندگار باورهای آیینی با هویت ملی ایرانیان و نیز بیانگر آمیختگی و جدای ناپذیر بودن این دو نگرش پر مفهوم از یکدیگر و این مهم در باشندگی همکیشان بدون در نظر داشتن هرگونه جایگاه اجتماعی خود بیشتر هویدا میگردد.
گهنبار دماوند اگرچه در اواخر دهه 1370 و اوایل دهه 1380 خورشیدی و به همت انجمنهای زرتشتی آغاز شد اما بهتدریج به یکی از مهمترین گردهماییهای سالانه هازمان زرتشتیان تبدیل گردید و تا بدان جا گسترانیده شد که برادران آیینی پارسیان هند نیز با باشندگی خود در این گردهمایی مهر تأییدی به باورهای مشترک خود با همکیشان زرتشتی ایران زدهاند.
باید آگاه بود که گهنبار دماوند، بازنمایی یک آیین زرتشتی است در بستر میراث فرهنگی و هویت ایرانی که ریشه در جهانبینی اوستایی و آموزههای اشوزرتشت اسپنتمان دارد، آیینهای اینچنینی بنا به باور بسیاری از اندیشمندان و محققین آیین بهی همچون ((مری بویس)) افزون بر کارکردهای مذهبی در طول تاریخ نیز میتواند نقش بسیار مهمی در حفظ انسجام اجتماعی، تقویت همبستگی میان پیروان خود و نیز انتقال ارزشهای فرهنگی ایفا نماید، ازاینروی گهنبار دماوند صرفاً یک آیین مذهبی نیست، بلکه بازنمایی هویت فرهنگی ایرانیان و تداوم سنتهای کهن در فضای معاصر محسوب میگردد.
از منظر مردمشناسی دین، گهنبار دماوند را میتوان نمونهای از ((میراث فرهنگی ناملموس)) بر اساس تعریف یونسکو (در سال 2003 میلادی) نیز دانست که از طریق اجرا، مشارکت اجتماعی و انتقال بین نسلی تداوم مییابد، حفظ هویت دینی هازمان زرتشتی در شرایط جامعه معاصر، تقویت پیوند نسل جوان با سنتهای آیینی بازنمایی هویت ایرانی در کنار هویت دینی، ترویج احترام به طبیعت و محیطزیست و نیز انسجام اجتماعی میان باشندگان هازمان زرتشتی از دیگر دستاوردهای پاسداشت این گهنبار در کنار دیگر گهنباران این آیین راستی است.
پیوند میان دماوند و شاهنامه به همراه سنتهای زرتشتی حفاظت از طبیعت به این مراسم هویتی چندلایه بخشیده که آن را از بسیاری از آیینهای مذهبی متمایز میسازد ازاینروی گهنبار دماوند را میتوان یکی از مهمترین نمونههای تداوم آیینهای زرتشتی در ایران معاصر دانست که ضمن حفظ ساختار سنتی گهنبار، توانسته مفاهیمی همچون هویت ملی، میراث فرهنگی، احترام به طبیعت و همبستگی اجتماعی را در قالب یک آیین زنده بازنمایی کند و از منظر مطالعات میراث فرهنگی نیز گهنبار دماوند نمونهای موفق از پیوند میان میراث ناملموس، چشمانداز فرهنگی و حافظه تاریخی ایران دانست که شایسته توجه بیشتر پژوهشگران حوزه دین، مردمشناسی و تاریخ فرهنگی و مطالعات میراثی است.
پاسداشت آیینهای کهن، تنها با ثبت آن در کتابها و اسناد ممکن نیست، بلکه این آیینها به همت انسانهایی زنده میماند که با عشق و مسئولیتپذیری و باور، چراغ سنت را از نسلی به نسل دیگر منتقل مینمایند.

